سالهای اولیه و زندگی شخصی ولادیمیر پوتین
بخش زیادی از زندگی شخصی ولادیمیر پوتین همچنان در ابهام قرار دارد. او در سال ۱۹۵۲ در شهر لنینگراد (که اکنون سن پترزبورگ نام دارد) به دنیا آمد و خود گفته که در ساختمانی اشتراکی و پر از موش در شرایطی ساده و فقیرانه بزرگ شده است. والدینش که پیش از تولد او دو فرزندشان را از دست داده بودند—یکی از آنها در طول محاصره طولانی نازیها در جنگ جهانی دوم جان باخته بود—با وجود ساعتهای کاری طولانی، ظاهراً توجه زیادی به او داشتهاند. ولادیمیر پوتین در جوانی به تمرین ورزشهای رزمی میپرداخت و گفته میشود درگیر دعواهای خیابانی متعددی شده است.
در سال ۱۹۸۳، پوتین با مهماندار هواپیما به نام لیودمیلا شکربنوا ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر بود. (این زوج حدود سال ۲۰۱۳ از هم جدا شدند.) همچنین شایعاتی درباره داشتن فرزندان دیگر توسط پوتین وجود دارد. او در تمام دوران فعالیت سیاسیاش، خانوادهاش را از انظار عمومی دور نگه داشته است.

ولادیمیر پوتین بهعنوان مامور کاگب
پس از تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه ایالتی لنینگراد، پوتین به سازمان اطلاعات شوروی (KGB) پیوست؛ نهادی که معادل سیا (CIA) در ایالات متحده محسوب میشود. در اواسط دهه ۱۹۸۰، او به شهر درسدن در آلمان شرقی اعزام شد. به گفته خودش، در آنجا به جمعآوری اطلاعات سیاسی مشغول بود، از جمله از طریق جذب منابع انسانی. پوتین در زمان سقوط دیوار برلین همچنان در درسدن حضور داشت و طبق برخی روایتها، با یک بلوف خطرناک توانست مانع از یورش معترضان به دفتر محلی KGB شود.

صعود سیاسی ولادیمیر پوتین
پوتین در سال ۱۹۹۰ به لنینگراد بازگشت و ادعا کرد که در سال بعد از کاگب (KGB) استعفا داده است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تأثیر عمیقی بر او گذاشت و او بعدها آن را “بزرگترین فاجعه جغرافیای سیاسی” قرن بیستم نامید. در همان زمان، او کار سیاسی خود را به عنوان دستیار آنا تولی سوابچاک، معلم سابقش که بعدها به مربی او تبدیل شد و شهردار سن پترزبورگ شد، آغاز کرد.
در سال ۱۹۹۶، سوابچاک در انتخابات مجدد شکست خورد و پس از مطرح شدن اتهامات فساد، به خارج از کشور فرار کرد. با این حال، پوتین همچنان به صعود شتابان خود ادامه داد، به مسکو، پایتخت روسیه نقل مکان کرد و پستهای مختلف کرمِلین را یکی پس از دیگری به دست آورد (در حالی که از یک رساله اقتصادی که ادعا میشود سرقت علمی کرده بود، دفاع کرد). تا سال ۱۹۹۸، پوتین رئیس سازمان جانشین اصلی KGB شد و در سال بعد، بوریس یلتسین، رئیسجمهور وقت، او را به عنوان نخستوزیر منصوب کرد؛ پستی که دومین مقام عالی کشور بود و بدین ترتیب پوتین را از گمنامی به وارث آینده روسیه تبدیل کرد.
زمانی که یلتسین بیمار و کممحبوب در تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ استعفا داد، پوتین به عنوان رئیسجمهور موقت به قدرت رسید. (چند ماه بعد، او در انتخابات برای دوره کامل پیروز شد.) با افزایش قیمتهای نفت و گاز، اقتصاد در اوایل دهه ۲۰۰۰ بهبود یافت و استانداردهای زندگی افزایش یافت. بسیاری از روسها او را به عنوان کسی میدیدند که پس از ابرتورم، آشوبها و بیقانونیهای دوران یلتسین، نظم و ثبات را به کشور بازگرداند.

تمرکز قدرت در دستان ولادیمیر پوتین
در نخستین سخنرانی خود به عنوان رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین وعده داد که از آزادی بیان، آزادی مطبوعات و حقوق مالکیت حمایت کند و همچنین تعهد خود به دموکراسی را اعلام کرد. اما در عمل، پسرفت دموکراتیک بلافاصله پس از آغاز رهبری او شروع شد. کرملین شبکههای تلویزیونی مستقل را تحت کنترل دولت قرار داد و سایر رسانههای خبری را تعطیل کرد؛ انتخابات استانداری و سناتوری را لغو کرد؛ قوه قضائیه را تضعیف کرد و احزاب سیاسی مخالف را محدود ساخت. در هنگام برگزاری انتخابات، ناظران خارجی به بینظمیهای گسترده انتخاباتی اشاره کردند. سیستم پوتین گاهی به عنوان یک “دموکراسی مدیریتشده“ توصیف میشود.
چون قانون اساسی روسیه مانع از انتخاب رئیسجمهور برای دوره سوم متوالی بود، پوتین در سال ۲۰۰۸ از مقام خود کنارهگیری کرد و دیمیتری مدودف، همراه قدیمی او، جایگزینش شد. با این حال، پوتین همچنان نقش نخستوزیر را حفظ کرد و هیچ شکی باقی نگذاشت که چه کسی در واقع مسئول اصلی است. زمانی که دوره مدودف در سال ۲۰۱۲ پایان یافت، آنها جایگاهها را با هم عوض کردند و پوتین بار دیگر رئیسجمهور شد. از آن زمان، او همواره در مقام رئیسجمهوری باقی مانده و در یک مقطع قانونی را امضا کرد که به او اجازه میدهد تا سال ۲۰۳۶ در قدرت بماند.
ولادیمیر پوتین به طور مرتب دوستان و همکاران سابق اطلاعاتی خود را در پستهای کلیدی قرار داده است، چند نفر از آنها به طرز چشمگیری ثروتمند شدند، و او فرهنگ شخصیتپرستی را گسترش داده است. مخالفان شناختهشده به عنوان “کثافتها” و “خائنها” معرفی شده و با شدت با آنها برخورد شده است. برخی، مانند میخائیل خودورکوفسکی، به زندان افتادند، در حالی که دیگران جان خود را از دست دادند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۶، آنا پلیتکوفسکایا، روزنامهنگار تحقیقی، در روز تولد پوتین به قتل رسید و در همان سال، الکساندر لیتویننکو، فعال سیاسی روس، در انگلستان با پولونیوم رادیواکتیو مسموم شد.
اخیراً، الکسی ناوالنی، رهبر مخالفان، از کاندیداتوری برای ریاستجمهوری محروم شد، از تلاش برای ترور جان سالم به در برد و سپس به اتهامات سیاسی به زندان افتاد. در سال ۲۰۲۳، یوگنی پریگوژین در یک سقوط هواپیما کشته شد پس از آنکه علیه رهبری نظامی روسیه یک شورش کوتاهمدت را به راه انداخت.
روابط ولادیمیر پوتین با غرب
بسیاری از رهبران غربی در ابتدا از پوتین حمایت کردند، به طوری که رئیسجمهور وقت آمریکا، جورج بوش، گفته بود که او “مستقیماً در چشمان پوتین نگاه کرده“، او را “صادق و قابل اعتماد“ یافته و “احساس روح او“ را درک کرده است. پوتین اولین رهبر خارجی بود که پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با بوش تماس گرفت. و هرچند او مخالف جنگ عراق بود، پوتین در برخی جنبههای جنگ علیه تروریسم کمک کرد. علاوه بر این، او روسیه را به عنوان یک “ملت دوست اروپایی“ توصیف کرد که خواهان “صلح پایدار در قاره“ است.
با این حال، روابط ولادیمیر پوتین با غرب در پی گسترش ناتو در سال ۲۰۰۴ به هفت کشور شرق اروپا و انقلابهای غرب گرایان که در گرجستان و اوکراین رخ داد، رو به وخامت گذاشت. پوتین همچنین از لابیگری آمریکا برای پیوستن گرجستان و اوکراین به ناتو و حمایت این کشور از کوزوو مستقل ناراحت شد. در سال ۲۰۰۷، او آمریکا را متهم به نقض “مرزهای ملی خود” در همه زمینهها کرد. با گذشت زمان، پوتین به خود به عنوان حامی ارزشهای سنتی روسیه نگاه میکرد و خود را در برابر غربی که آن را منافقتآمیز و از نظر اخلاقی فسادزده میدید، ایستاده میدانست.
در سال ۲۰۱۴، با افزایش تنشها در مورد اوکراین، روسیه از گروه هشت کشور صنعتی اخراج شد. در همان زمان، پوتین پناهندگی به ادوارد اسنودن، افشاگر آمریکایی، اعطا کرد. و طبق گزارشهای سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا مداخله کرد و عملیات هک کامپیوتری را تأسیس کرد که به کمپین هیلاری کلینتون نفوذ کرد.
پوتین و رئیسجمهور وقت آمریکا دونالد ترامپ روابط عموماً دوستانهای داشتند. اما روابط آمریکا و روسیه پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ به پایینترین نقطه خود در دههها رسید. از آن زمان، روسیه با موجی از تحریمهای اقتصادی مواجه شده است، اوکراین کمکهای نظامی زیادی از غرب دریافت کرده و رئیسجمهور وقت آمریکا جو بایدن پوتین را “اراذل“، “دیکتاتور قاتل“ و “جنایتکار جنگی“ نامیده است.
جنگهای ولادیمیر پوتین
در طول بیش از دو دهه حضور در مقام قدرت، پوتین از نیروی نظامی به شیوههای روزافزون و تهاجمی استفاده کرده است. در اوایل دوره ریاستجمهوریاش، او به طور خشن یک حرکت جداگرایانه در جمهوری چچن روسیه را سرکوب کرد. در سال ۲۰۰۸، او یک تهاجم مقیاس بزرگ و کوتاهمدت به گرجستان ترتیب داد، به این ترتیب کنترل روسیه بر مناطق جداشده آبخازیا و جنوب اوستییا را تثبیت کرد. از سال ۲۰۱۵، او در جنگ داخلی سوریه دخالت کرد. علاوه بر این، او مزدوران روسی را در کشورهای مختلف آفریقایی مستقر کرده است.
طولانیترین درگیری ولادیمیر پوتین در اوکراین اتفاق افتاده است. در سال ۲۰۱۴، زمانی که معترضان اوکراینی رئیسجمهور حمایتشده توسط روسیه خود را سرنگون کردند، پوتین با ضمیمه کردن کریمه که در دوران اتحاد جماهیر شوروی از روسیه به اوکراین واگذار شده بود، واکنش نشان داد و از یک نهضت جداییطلب در شرق اوکراین پشتیبانی کرد.
سپس در سال ۲۰۲۲، او یک تهاجم کامل به اوکراین آغاز کرد، اما در فتح کییف، پایتخت، ناکام ماند. نبردهای سنگین از آن زمان جان صدها هزار نفر را گرفته است. نیروهای نظامی روسیه متهم به هدف قرار دادن عمدی غیرنظامیان و ارتکاب شکنجه و سایر جنایات شدند، که منجر به صدور حکم جلب برای پوتین از سوی دادگاه بینالمللی کیفری شد (اگرچه احتمال محاکمه او کم است).
منابع
- وبسایت History.com ، ولادیمیر پوتین 🔗















