فهرست پادشاهان ساسانی
۱. اردشیر یکم (۲۲۴ – ۲۴۲ میلادی)
بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی.
پس از شکست دادن اردوان پنجم اشکانی در نبرد هرمزدگان، خود را شاهنشاه ایران خواند و به سلطه اشکانیان پایان داد. سلطنت او آغازگر دورهای نو در تاریخ ایران شد که با تمرکز قدرت، اصلاحات اداری، و نهادینهسازی آیین زرتشت همراه بود. اردشیر یکم در سال ۲۴۲ میلادی به مرگ طبیعی درگذشت.
۲. شاپور یکم (۲۴۰ – ۲۷۰ میلادی)
فرزند اردشیر یکم و از قدرتمندترین شاهان آغازین ساسانی.
از سال ۲۴۰ میلادی در کنار پدرش سلطنت را آغاز کرد و پس از مرگ او بهتنهایی به سلطنت ادامه داد. سه امپراتور روم را شکست داد و امپراتور والرین را اسیر کرد. شهر گندیشاپور را بنا نهاد و حمایت گستردهای از دانش و فرهنگ بهعمل آورد. در مه ۲۷۰ میلادی به مرگ طبیعی درگذشت.
۳. هرمز یکم (۲۷۰ – ۲۷۱ میلادی)
پسر شاپور یکم، با سلطنتی کوتاه اما با ثبات.
تنها یک سال سلطنت کرد و بیشتر به تثبیت دستاوردهای پدرش پرداخت. در ژوئن ۲۷۱ درگذشت.
۴. بهرام یکم (۲۷۱ – ۲۷۴ میلادی)
برادر هرمز یکم، مشهور به سرکوب آیین مانی.
با شدت عمل نسبت به مانویان شناخته میشود و گفته میشود مرگ مانی در دوران سلطنت او رخ داد. در سپتامبر ۲۷۴ به دلیل بیماری درگذشت.
۵. بهرام دوم (۲۷۶ – ۲۹۳ میلادی)
پسر بهرام یکم، با سلطنتی طولانی و نسبتاً آرام.
در طول حکومتش با چالشهایی در شرق و دربار مواجه بود اما توانست سلطنت خود را حفظ کند. در سال ۲۹۳ به مرگ طبیعی درگذشت.
۶. بهرام سوم (۲۹۳ میلادی)
فرزند بهرام دوم، شاهی کوتاهمدت و کماثر.
در برابر شورش نرسی نتوانست مقاومت کند و از سلطنت خلع شد.

۷. نرسی (۲۹۳ – ۳۰۳ میلادی)
عموی بهرام سوم، با بازگشت به سلطنت از دودمان شاپور.
با شورشی موفق، بهرام سوم را کنار زد و سلطنت را بهدست گرفت. روابط پرتنشی با روم داشت. در سال ۳۰۳ میلادی کنار رفت یا درگذشت.
۸. هرمز دوم (۳۰۳ – ۳۰۹ میلادی)
پسر نرسی، با حکومتی کوتاه و پرتنش.
در آغاز سلطنت با شورشهای داخلی مواجه شد. سیاستهای سختگیرانهاش موجب نارضایتی بزرگان شد. سرانجام در سال ۳۰۹ میلادی توسط درباریان کشته شد.
۹. آذرنرسی (۳۰۹ – ۳۰۹ میلادی)
پسر هرمز دوم.
توسط اشراف ساسانی به دلیل ستمگری، خیلی زود خلع سلطنت شد.
۱۰. شاپور دوم (۳۰۹ – ۳۷۹ میلادی)
شاهی که پیش از تولدش تاجگذاری شد؛ دوران طلایی قدرت ساسانیان.
او که برادر آذرنرسی بود، در کودکی به سلطنت رسید و پس از رشد، قدرت را بهدست گرفت. امپراتوری روم را در چندین نبرد شکست داد و مرزهای شرقی را نیز تثبیت کرد. دوران او شاهد اوج اقتدار نظامی و اقتصادی ایران بود. در سال ۳۷۹ میلادی به مرگ طبیعی درگذشت.
۱۱. اردشیر دوم (۳۷۹ – ۳۸۳ میلادی)
برادر شاپور دوم، با سلطنتی آرام اما کمدوام.
حکومتش بیشتر در سایه اقتدار پیشین اداره شد. در سال ۳۸۳ میلادی از سلطنت کنارهگیری کرد یا درگذشت.
۱۲. شاپور سوم (۳۸۳ – ۳۸۸ میلادی)
پسر شاپور دوم، پادشاهی با تلاش برای صلح با روم.
در زمان او توافقنامه صلح با روم بسته شد. گفته میشود در حادثهای یا توطئهای در سال ۳۸۸ میلادی کشته شد.
۱۳. بهرام چهارم (۳۸۸ – ۳۹۹ میلادی)
فرزند شاپور سوم، ملقب به “کِرمانشاه“.
پیش از رسیدن به سلطنت، به عنوان فرماندار استان کرمان مشغول فعالیت بود. حکومتش نسبتا آرام بود اما در سال ۳۹۹ میلادی به دلایلی نامشخص کشته شد.
۱۴. یزدگرد یکم (۳۹۹ – ۴۲۰ میلادی)
معروف به “یزدگرد نرمدل”؛ پادشاهی با رویکردی مداراگر.
با مسیحیان و اقلیتها رفتار نسبتاً مسالمتآمیزی داشت. این سیاست باعث محبوبیت در میان غیرزرتشتیان و خشم موبدان شد. احتمالاً در توطئهای در سال ۴۲۰ میلادی کشته شد.
۱۵. شاپور چهارم (۴۲۰ – ۴۲۰ میلادی)
پسر یزدگرد یکم.
قبل از سلطنت، شاه ارمنستان ایران بود و مدت کوتاهی هم سلطنت کرد.
۱۶. بهرام پنجم (۴۲۰ – ۴۳۸ میلادی)
ملقب به “بهرام گور“؛ یکی از محبوبترین شاهان ساسانی.
به خاطر شکار گورخر (گور) به این نام شهرت یافت. چهرهای فرهنگی، جنگاور و عادل شناخته میشود. در ادبیات و اسطورهها حضوری پررنگ دارد. در سال ۴۳۸ میلادی بهطور اسرارآمیزی ناپدید شد یا کشته شد.
۱۷. یزدگرد دوم (۴۳۸ – ۴۵۷ میلادی)
پسر بهرام گور، با سیاستی سختگیرانه علیه مسیحیان.
در جبهههای شرقی با هپتالیان جنگید و مسیحیان ارمنستان را تحت فشار قرار داد. در سال ۴۵۷ میلادی به مرگ طبیعی درگذشت.
۱۸. هرمز سوم (۴۵۷ – ۴۵۹ میلادی)
پسر یزدگرد دوم، با سلطنتی کوتاه و آشفته.
با شورش برادرش پیروز روبرو شد و سرانجام شکست خورد و کشته شد.
۱۹. پیروز یکم (۴۵۹ – ۴۸۴ میلادی)
شاهی جنگطلب که با هپتالیان وارد جنگهای سنگینی شد.
در ابتدا شکست خورد، اما بازگشت و تاج را گرفت. در نهایت در نبردی با هپتالیان در سال ۴۸۴ کشته شد. این شکست برای ایران بسیار سنگین بود.
۲۰. بلاش (۴۸۴ – ۴۸۸ میلادی)
پسر یزدگرد دوم، شاهی موقت و ناتوان در مدیریت بحران.
پس از کشتهشدن پیروز یکم، با حمایت بزرگان به سلطنت رسید، اما نتوانست قدرت را تثبیت کند. حکومتش دوران ضعف و عقبنشینی در برابر هپتالیان بود. در سال ۴۸۸ میلادی از سلطنت برکنار شد.
۲۱. قباد یکم (دوره اول: ۴۸۸ – ۴۹۶ میلادی / دوره دوم: ۴۹۹ – ۵۳۱ میلادی)
پادشاهی مهم با دو دوره سلطنت و آغازگر اصلاحات اجتماعی.
در دوره اول حکومت، از اندیشههای مزدکیان که خواهان برابری اجتماعی بودند، حمایت کرد. در نتیجه شورش اشراف، برکنار و زندانی شد.
پس از سه سال، دوباره با کمک هپتالیان تاجوتخت را بازپس گرفت. در دوره دوم، سیاستی متعادل پیش گرفت و مقدمات اصلاحات اداری و نظامی را فراهم کرد. در سال ۵۳۱ میلادی درگذشت.
۲۲. زاماسپ (۴۹۶ – ۴۹۹ میلادی)
برادر قباد یکم.
او از ۴۹۶ تا سال ۴۹۹ میلادی به جای برادرش بر تخت پادشاهی نشست.
۲۳. خسرو یکم (۵۳۱ – ۵۷۹ میلادی)
معروف به انوشیروان؛ بزرگترین شاه اصلاحگر ساسانی.
فرزند قباد یکم، مزدکیان را سرکوب کرد و اصلاحات اداری، مالیاتی و قضایی گستردهای اجرا نمود. ایران در زمان او به اوج قدرت و ثبات رسید. روابط با روم شرقی با جنگ و صلح همراه بود. حامی دانش و فلسفه بود. در سال ۵۷۹ میلادی به مرگ طبیعی درگذشت.
۲۴. هرمز چهارم (۵۷۹ – ۵۹۰ میلادی)
پسر خسرو انوشیروان؛ پادشاهی خشن و سرکوبگر.
در برابر اشراف و موبدان موضع سختی گرفت و باعث شد مخالفان زیادی پیدا کند. سرانجام ژنرالش، بهرام چوبین، علیه او شورید. هرمز در کودتایی داخلی خلع و کشته شد.
۲۵. بهرام ششم (۵۹۰ – ۵۹۱ میلادی)
ملقب به بهرام چوبین، سپهبد ساسانی.
علیه هرمز چهارم و خسرو دوم شورش کرده و خود را شاه خواند. اما پس از یک سال توسط خسرو پرویز شکست خورد.
۲۶. خسرو دوم (۵۹۰ – ۶۲۸ میلادی)
ملقب به خسرو پرویز؛ شاهی با شکوه اما سرنوشتساز.
در ابتدا توسط بهرام چوبین از تخت رانده شد، اما با کمک امپراتوری بیزانس به سلطنت بازگشت. دوران او شاهد بزرگترین فتوحات ساسانیان بود؛ از جمله فتح شام، فلسطین، مصر و آسیای صغیر.
با این حال، افراط در جنگها و فشار مالی شدید، باعث شورشهای داخلی شد. در سال ۶۲۸ میلادی در کودتای پسرش (قباد دوم) کشته شد.
۲۷. قباد دوم (۶۲۸ میلادی)
شاهی کوتاهمدت که با کشتار خاندان سلطنتی همراه بود.
فرزند خسرو پرویز. پس از به قدرت رسیدن، بسیاری از شاهزادگان را کشت تا جایگاه خود را تثبیت کند. برای صلح با بیزانس اقدام کرد، اما چند ماه بعد به طاعون دچار شده و درگذشت.
۲۸. اردشیر سوم (۶۲۸ – ۶۲۹ میلادی)
کودکی بر تخت؛ حکومت در سایه اشراف و ژنرالها.
در زمان او، درباریان کنترل واقعی کشور را در دست داشتند. در نهایت توسط ژنرالی به نام شهربراز کشته شد.
۲۹. شهربراز (۶۲۹ – ۶۲۹ میلادی)
ژنرال مشهور دوران خسرو پرویز که تاج پادشاهی را تصاحب کرد.
پس از قتل اردشیر سوم، برای مدتی کوتاه سلطنت کرد اما توسط اشرافزادگان کشته شد.
۳۰. خسرو سوم (۶۲۹ – ۶۲۹ میلادی)
برادرزاده خسرو پرویز.
موفق شد به مدت سه ماه بر برخی از نواحی خراسان حکومت کند تا اینکه کشته شد.
۳۱. پوراندخت (۶۲۹ – ۶۳۰ میلادی)
دختر خسرو پرویز؛ یکی از نخستین زنان پادشاه ایران.
تلاش کرد کشور را از آشفتگی نجات دهد، اما موفق نشد ثبات ایجاد کند. از سلطنت کنارهگیری کرد یا برکنار شد.
۳۲. شاپور شهروراز (۶۳۰ – ۶۳۰ میلادی)
پسرعمه پوراندخت.
از غاصبان تاج و تخت شاهنشاهی ساسانی بود.
۳۳. پیروز دوم (گشتاسب) (۶۳۰ – ۶۳۰ میلادی)
از نوادگان خسرو یکم.
مدت کوتاهی به پادشاهی ایرانشهر انتخاب شد.
۳۴. آزرمیدخت (۶۳۰ – ۶۳۱ میلادی)
دختر دیگر خسرو پرویز؛ سلطنتی کوتاه و پرآشوب.
پس از خواستگاری ردشده ژنرالی به نام فرخهرمز، مورد حمله قرار گرفت و احتمالا در همان سال کشته شد.
۳۵. پوراندخت (۶۳۱ – ۶۳۲ میلادی)
دختر خسرو پرویز؛ با شاهنشاهی بازگردانده شد.
در این دوره کشور درگیر یک جنگ داخلی بود.
۳۶. یزدگرد سوم (۶۳۲ – ۶۵۱ میلادی)
آخرین شاهنشاه ساسانی؛ پایان شکوه و آغاز زوال.
در نوجوانی بر تخت نشست. همزمان با حمله اعراب مسلمان، نتوانست نیروی منسجمی فراهم آورد. پس از شکست در چند نبرد از جمله قادسیه و نهاوند، به مناطق شرقی ایران گریخت. سرانجام در سال ۶۵۱ میلادی در مرو کشته شد و سلطنت ساسانی پایان یافت.

خلاصهای بر سلسله پادشاهی ساسانی
سلسله ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) آخرین دودمان شاهنشاهی ایرانی پیش از اسلام بود که با پیروزی اردشیر بابکان بر آخرین پادشاه اشکانی، اردوان پنجم، در نبرد هرمزدگان تأسیس شد. ساسانیان خود را وارثان هخامنشیان میدانستند و با احیای قدرت مرکزی، ساختار منسجمتری از حکومت، دین رسمی (زرتشتی)، و هویت ملی ایرانی پایهگذاری کردند.
در دوران شاهانی چون شاپور یکم، قباد یکم، و بهویژه خسرو انوشیروان، ایران به شکوه و قدرت فراوانی دست یافت و اصلاحات اداری، مالیاتی و نظامی گستردهای صورت گرفت. روابط و درگیریهای طولانیمدت با امپراتوری روم شرقی (بیزانس)، ساختارهای نظامی و دیپلماتیک را به شدت توسعه داد.
با این حال، در دهههای پایانی، درگیریهای داخلی، ضعف ساختار سیاسی، و افزایش مالیاتها کشور را تضعیف کرد. حمله اعراب مسلمان و شکست در نبردهایی چون قادسیه و نهاوند، سرانجام منجر به سقوط این سلسله شد. با مرگ یزدگرد سوم در سال ۶۵۱ میلادی، بیش از چهارصد سال شاهنشاهی ساسانی پایان یافت و ایران وارد دوران اسلامی شد.
منابع
- پیرنیا، حسن (۱۳۶۲). تاریخ ایران باستان
- کریستن سن، آرتور (۱۳۶۷). ایران در زمان ساسانیان














