سفر مجسمه آزادی به نیویورک و نخستین سالهای نصب
وقتی تندیس آزادی «Liberty Enlightening the World» در ۱۷ ژوئن ۱۸۸۵ وارد بندر نیویورک شد، هنوز سکویی برای قرار گرفتن روی آن ساخته نشده بود. نصب نهایی این مجسمه ــ که امروزه با نام مجسمه آزادی شناخته میشود ــ بیش از یک سال بعد انجام شد.
برای جشن رونمایی رسمی در ۲۸ اکتبر ۱۸۸۶، یک میلیون نفر از مردم نیویورک در رژههایی که هم در خشکی و هم روی آب برگزار شد، شرکت کردند. این استقبال چشمگیر برای سازنده فرانسوی مجسمه، «فردریک-اوگوست بارتولدی»، چندان عجیب نبود. او محل قرارگیری مجسمه را عمداً طوری انتخاب کرده بود که همه کشتیهایی که وارد آمریکا میشوند، از همان ابتدا این نماد را ببینند. بارتولدی این مکان را که امروز «جزیره آزادی» نام دارد، «دروازه ورود به آمریکا» مینامید.

نمایش بخشهای مجسمه قبل از تکمیل
با وجود تأخیر در ساخت سکو، مردم آمریکا و فرانسه دستکم یک دهه پیش از نصب کامل، بخشهایی از مجسمه آزادی را دیده بودند. بازوی حامل مشعل در نمایشگاه صدسالانه فیلادلفیا در سال ۱۸۷۶ نمایش داده شد و سر و شانههای مجسمه نیز در نمایشگاه جهانی پاریس ۱۸۷۸ در معرض دید عموم قرار گرفت.
چه در قالب قطعات جدا و چه در شکل کامل، چهره این زن مرموز با بینی ۱ متر و چشمهایی به طول ۷۶ سانتیمتر برای بسیاری از آمریکاییها آشنا به نظر میرسید. با این حال، منشأ واقعی این چهره چندان شناختهشده نبود و از همان ابتدا این پرسش مطرح بود که صورت چه کسی تبدیل به نماد «زندگی، آزادی و جستوجوی خوشبختی» شده است.
جستوجوی مدل واقعی مجسمه آزادی
حتی یک قرن پس از رسیدن مجسمه آزادی به آمریکا ــ و با وجود انتشار گسترده اطلاعات واقعی ــ در اینترنت ادعاهایی پخش شد مبنی بر اینکه مدل واقعی چهره، زنی بوده که همسر نخستش یکی از بزرگترین مخترعان آمریکا و همسر دومش عضوی از خاندان سلطنتی اروپا بوده است. اما این ماجرا حقیقت ندارد. با این حال، داستان واقعی ریشه در تاریخ باستان و پیوندهای خانوادگی قوی با خود بارتولدی دارد.
الهامهای بارتولدی از غول رودس تا طرحهای مصری
چندین دهه پیش از آنکه بارتولدی طراحی مشهورترین اثر خود را آغاز کند، او به تحقیق درباره «کلوسوس رودس(غول رودس)» پرداخت؛ مجسمهای بیش از ۳۰ متر ارتفاع که یکی از عجایب هفتگانه دنیای باستان محسوب میشد. بارتولدی هنگام برنامهریزی برای ساخت تندیسی در ورودی کانال سوئز در شهر پورت سعید مصر، از این مجسمه الهام گرفت. او قصد داشت پیکرهای از یک زن با ردا طراحی کند که مشعلی در دست دارد و کشتیها را هدایت میکند. بارتولدی این طرح که هرگز ساخته نشد را «مصر، حامل نور به آسیا» نامیده بود.

مورخان معتقدند همین طرحها بعدها نقطه آغاز کار بارتولدی برای مجسمه آزادی در بندر نیویورک شدند. شباهتهای میان این دو بسیار چشمگیر است، با این تفاوت که زن روستایی تصویرشده در طرحهای اولیه، از اهالی خاورمیانه بود و تاجی بر سر نداشت.
مادر بارتولدی؛ محتملترین مدل برای چهره مجسمه آزادی
در حقیقت، بیشتر مورخان باور دارند که بارتولدی از چهره مادرش، «آگوستا شارلوت بارتولدی» الهام گرفته است. در سال ۱۸۷۶، زمانی که بارتولدی یکی از سناتورهای فرانسوی را به مادرش معرفی کرد، سناتور فورا گفت که او شبیه مجسمه است. بارتولدی نیز پاسخ داد که واقعاً مادرش مدل اصلی بوده است. این روایت را «بری مورنو»، نویسنده کتاب دایرةالمعارف مجسمه آزادی و کتابدار رسمی خدمات پارکهای ملی در جزیره آزادی و الیس آیلند تأیید کرده است.
دهها سال بعد، در اوایل قرن ۲۱، شایعهای اینترنتی شکل گرفت که ادعا میکرد مدل واقعی مجسمه، «ایزابل بویر» بوده؛ زنی فرانسوی که ابتدا با «آیزاک سینگر» مخترع ماشین خیاطی ازدواج کرده و سپس همسر یک دوک لوکزامبورگی شده بود. اما هیچ سندی برای این ادعا وجود ندارد و نام او حتی در اسناد رسمی خدمات پارکهای ملی نیز نیامده است.
نقش الهه رومی لیبرتاس در شکلگیری هویت مجسمه
یکی دیگر از منابع الهام بسیار محتمل، الهه رومی «لیبرتاس» است؛ زنی با ردا که تصویرش از سال ۱۷۹۳ روی سکهها و آثار هنری مدنی آمریکا دیده میشود. به گفته مورنو، بسیاری در آمریکا معتقد بودند استفاده از تصویر یک الهه، توهینآمیز است و با مبانی یهودی-مسیحی کشور همخوانی ندارد. در یکی از مقالات سال ۱۸۸۰ آمده بود که مجسمه آزادی اعلام میکند نور واقعی انسانیت نه از مسیحیت، بلکه از فرهنگهای بتپرستانه میتابد.

مجسمه آزادی؛ نماد جهانی امید
با وجود این واکنشهای اولیه، تصویر «بانوی آزادی» همچنان برای مردم سراسر جهان بهویژه مهاجران، نمادی از امید و رهایی است. شاید همین موضوع توضیح وقوع ساخت صدها نسخه از مجسمه آزادی در نقاط مختلف جهان باشد؛ از مدل اصلی در پاریس گرفته تا نسخه لگویی ساختهشده از ۴۰۰هزار قطعه در لگولند دانمارک. در لاسوگاس و توکیو هم نمونههایی وجود دارد، اما هیچکدام به اندازه نسخه اصلی عظمت ندارند. از پایه تا نوک مشعل، ارتفاع تندیس آزادی به ۳۰۵ فوت (۹۳ متر) میرسد و زمانی بلندترین مجسمه فلزی جهان بود.

نقش گوستاو ایفل و شعر «غول نو» در هویت فرهنگی مجسمه
مجسمه آزادی دستکم دو افتخار بزرگ دیگر نیز دارد. نخست اینکه «گوستاو ایفل»، مهندس برج ایفل، سازه داخلی و اسکلت فلزی بانوی آزادی را طراحی کرده است. این طراحی به ثابت کردن امکانپذیر بودن ساخت بنای عظیم پاریس نیز کمک کرد. سازه مجسمه باید وزن خود را تحمل میکرد، در برابر شرایط سخت آبوهوایی نیویورک مقاوم میبود، و در عین حال به دلیل قرارگیری در محیط مرطوب، باعث تجمع بارهای الکتریکی نمیشد. تیم ایفل ابتدا مجسمه را در فرانسه ساخت، سپس آن را برای انتقال به نیویورک کاملاً جدا و بستهبندی کرد.
افتخار دوم مربوط به شعری است که بسیاری آن را روح و پیام مجسمه آزادی میدانند: شعر «غول نو» (The New Colossus) اثر «اما لازاروس» که روی پایه مجسمه حک شده است. دههها این شعر گویی مستقیماً با بیش از ۱۲ میلیون مهاجری سخن میگفت که از مسیر جزیره الیس ــ درست کنار جزیره آزادی ــ وارد آمریکا میشدند و مراحل سخت آزمونها و بازرسیهای مهاجرتی را پشت سر میگذاشتند. مشهورترین و تأثیرگذارترین بخش این شعر چنین است:
«فرسودگان و بیچیزانت را به من بده،
انبوه مردمی را که برای نفسی آزاد مشتاقاند،
آوارگان نگونبخت ساحل پرهیاهویت،
این بیخانمانانِ طوفانزده را به من بسپار،
من چراغ خود را کنار دروازه طلایی بالا میبرم!»
همچنین نگاهی بیندازید به:
«راز نقاشی مونالیزا؛ چرا این اثر تا این حد معروف است؟»
منابع
- وبسایت Biography.com ، راز پشت مدل واقعی مجسمه آزادی 🔗













