مومیایی، یکی از شگفتانگیزترین پدیدههای تاریخی بشر، به معنای حفظ جسد پس از مرگ است که در تمدنهای گوناگون مانند مصر باستان، اینکاها، آزتکها و حتی در میان راهبان بودایی رواج داشته است. هدف از مومیایی کردن، حفظ بدن برای احترام به مردگان یا باور به زندگی پس از مرگ بود. در مصر باستان، فرآیند مومیایی فراعنه با دقت و آیینهای خاصی انجام میشد، در حالی که در تمدنهای دیگر گاه بهصورت طبیعی یا تصادفی رخ میداد. در قرون میانه اروپا، حتی از پودر مومیایی بهعنوان دارو استفاده میشد. در دوران مدرن نیز با کشف مومیایی توتعنخآمون و نفوذ مومیاییها در ادبیات و سینما، این پدیده به بخشی از فرهنگ عامه جهان تبدیل شد.

مومیایی چیست؟
عمل مومیایی کردن بدن، یعنی حفظ جسد پس از مرگ، پدیدهای است که در سراسر جهان و در طول تاریخ دیده میشود. بسیاری از تمدنها از جمله اینکاها، بومیان استرالیا، آزتکها، اقوام آفریقایی و اروپاییان باستان، هزاران سال است که برای احترام و نگهداری اجساد مردگان خود از نوعی مومیایی استفاده میکردند.
مراسم و روشهای مومیایی در فرهنگهای مختلف تفاوت زیادی داشت. در برخی تمدنها، همه افراد جامعه مومیایی میشدند، در حالی که در بعضی دیگر این رسم تنها برای ثروتمندان یا افراد بلندپایه انجام میگرفت. از آنجا که باکتریها در دماهای بسیار بالا یا پایین قادر به رشد نیستند، قرار دادن جسد در معرض آفتاب، آتش یا سرمای شدید، روشی ساده برای ایجاد مومیایی طبیعی محسوب میشد.
برخی مومیاییها نیز بهصورت تصادفی بهوجود آمدهاند. نمونه مشهور آن، مومیاییهای اتفاقی گواناخواتو در مکزیک است که بیش از ۱۰۰ جسد در دخمههای بالای زمین کشف شدند. این اجساد عمداً مومیایی نشده بودند؛ بلکه گرمای شدید یا وجود گوگرد و مواد معدنی خاص در خاک منطقه، باعث شکلگیری فرآیند مومیایی شدن شده بود.
در شرق آسیا نیز برخی از راهبان بودایی نوعی مومیایی خودخواسته را تمرین میکردند. آنان سالها بدن خود را از غذا محروم کرده و فقط خوراکیهایی میخوردند که روند تجزیه بدن را کاهش دهد. پس از از بین رفتن چربی بدن، چند سال دیگر نیز شیره سمی گیاهان خاصی مینوشیدند تا با استفراغ مایعات بدن را خارج کنند. این سم همچنین بدن آنها را برای حشرات و جانوران مردهخوار غیرقابل تحمل میکرد.
در پایان، وقتی زمان مرگ فرا میرسید، راهب زنده در حالت مراقبه درون مقبرهای دفن میشد تا مرگ و مومیایی شدنش کامل شود. مرگ بهسرعت رخ میداد، اما مومیایی خودخواسته در اغلب موارد با موفقیت کامل انجام نمیشد.
مومیاییهای مصر باستان
صرفنظر از روش مومیایی کردن، هدف نهایی همیشه حفظ هرچه بیشتر بافتهای بدن بهویژه پوست بوده است. در این میان، کاهنان مصر باستان بهعنوان استادان واقعی هنر مومیایی شناخته میشوند. آبوهوای خشک مصر باعث میشد خشک شدن و مومیایی کردن اجساد آسانتر باشد، اما مصریان برای اطمینان از عبور امن مردگان به دنیای پس از مرگ، از فرآیندهای پیچیدهتری استفاده میکردند.
فرآیند مومیایی کردن فراعنه و افراد ثروتمند معمولاً شامل مراحل زیر بود:
- شستوشوی کامل بدن
- خارج کردن تمام اندامها بهجز قلب و قرار دادن آنها در کوزههای مخصوص
- قرار دادن بدن و اندامها در نمک برای جذب رطوبت
- آغشته کردن بدن به رزین و روغنهای معطر مانند مُر، کاسیا، روغن سرو و روغن سرو کوهی
- پیچیدن جسد مومیاییشده در چندین لایه پارچه کتان
در مصر باستان، تقریباً تمام طبقات جامعه مردگان خود را مومیایی میکردند، اما این فرآیند برای قشر فقیر بسیار سادهتر بود، برخی اجساد فقرا تنها با روغن سرو پر میشدند تا اندامهای داخلی درون بدن پیش از دفن حل شوند.
مومیاییهای فراعنه در تابوتهای سنگی باشکوهی به نام «سارکوفاگ (sarcophaguses)» قرار داده میشدند. سپس آنان را در مقبرههایی مجلل دفن میکردند که پر از وسایل مورد نیازشان برای زندگی پس از مرگ بود؛ از وسایل نقلیه و ابزار کار گرفته تا غذا، شراب، عطر و لوازم خانه. حتی برخی از فراعنه همراه با حیوانات خانگی یا خدمتکارانشان دفن میشدند تا در جهان دیگر نیز در خدمتشان باشند.
همچنین نگاهی بیندازید به:
«چرا بسیاری از مجسمههای باستانی بینی ندارند؟»
مومیایی بهعنوان دارو
بر اساس گزارشی که در سال ۱۹۲۷ در نشریه Proceedings of the Royal Society of Medicine منتشر شد، در قرون دوازدهم تا هفدهم میلادی، استفاده از پودر مومیایی بهعنوان دارو در میان اروپاییان رواج زیادی داشت. در آن دوران، تعداد بیشماری از مومیاییها از مقبرهها بیرون آورده و سوزانده میشدند تا نیاز بازار به «داروی مومیایی» برآورده شود.
علاقه مردم به استفاده از مومیایی در پزشکی بر پایه باور نادرستی استوار بود؛ آنها تصور میکردند مومیاییها با مادهای به نام «بیتومن» (نوعی قیر طبیعی استخراجشده از دریای مرده) مومیایی شدهاند و این ماده خاصیت درمانی دارد. اما در واقع، بیشتر مومیاییها با رزینهای طبیعی و روغنهای گیاهی حفظ میشدند و نه با بیتومن.
مومیاییها در دنیای مدرن
شاید مشهورترین مومیایی تاریخ معاصر، توتعنخآمون (King Tut) باشد. مقبره و جسد مومیاییشده او در سال ۱۹۲۲ توسط باستانشناس بریتانیایی هاوارد کارتر کشف شد. این کشف یکی از هیجانانگیزترین رویدادهای باستانشناسی قرن بیستم بود، اما خیلی زود با مرگهای مرموزی که در پی آن رخ داد، در هالهای از رمز و افسانه فرو رفت.
بر اساس افسانههای قدیمی، گشودن مقبره یک مومیایی میتواند مرگ را برای مزاحمان به همراه داشته باشد. با این حال، این خرافهها هرگز کارتر را نترساند و او با شجاعت مقبره توتعنخآمون را گشود. اما وقتی چند نفر از اعضای گروهش به طرز غیرطبیعی و زودهنگام درگذشتند، رسانهها با بزرگنمایی ماجرا، آن را به «نفرین مومیاییها» نسبت دادند؛ هرچند خود کارتر تا پایان عمر سالم ماند.

در اوایل قرن بیستم، مومیاییها فراتر از نمادهای مذهبی تمدنهای باستانی ظاهر شدند و به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل گشتند. رمان The Jewel of the Seven Stars نوشته برام استوکر، برای نخستین بار مومیاییها را بهعنوان موجوداتی ماورایی و خطرناک معرفی کرد. اما شهرت جهانی مومیاییها با فیلم The Mummy (1932) و نقشآفرینی بوریس کارلوف رقم خورد، جایی که این موجودات به هیولاهای ترسناک و محبوب سینما بدل شدند.
در فیلمهای بعدی مانند The Mummy’s Tomb و The Mummy’s Curse، مومیاییها به شکل موجوداتی خاموش و پیچیده در باندهای پارچهای نمایش داده شدند؛ بیاحساس نسبت به درد و تقریباً غیرقابل کشتن، مگر با آتش.
با وجود واقعی بودن و ظاهر ترسناکشان، مومیاییها هرگز شهرتی در حد زامبیها، گرگینهها یا خونآشامها نیافتهاند. با این حال، ممکن است این وضعیت تغییر کند، چراکه هالیوود همچنان فیلمهای جدیدی با محوریت مومیاییها و داستانهایی پر از هیجان و جلوههای ویژه ترسناک تولید میکند.
منابع
- وبسایت History.com ، تاریخچه مومیایی 🔗














