اسارت والرین: نگاهی بر جنگ‌های شاپور اول و روم

شاپور اول و روم
فهرست مطالب

چکیده‌ی تاریخ زون

شاپور اول، دومین پادشاه ساسانی، پس از مرگ پدرش، اردشیر بابکان، در سال ۲۴۰ میلادی به سلطنت رسید. در دوره سلطنتش، شاپور در سه دوره با روم جنگید. در دوره اول جنگ‌های شاپور و روم، نبردهای مهمی چون نبرد رأس‌العین و مشیک را پشت سر گذاشت که منجر به شکست سپاه روم و دستاوردهایی برای ساسانیان از جمله تصرف ارمنستان شد. در دوره دوم، شاپور در نبرد بربلیسوس سپاه روم را شکست داد و استان‌های شرقی را به قلمرو ساسانیان افزود. در دوره سوم، پس از شکستن قرارداد ۲۴۴ میلادی، شاپور توانست انطاکیه را تصرف کند. در این دوره، سپاه روم تحت فرماندهی والرین به شرق حمله کرد اما در نبرد ادسا شکست خورد و والرین اسیر شد. در پایان این دوره، گوردیانوس امپراتور روم کشته شد و فیلیپ عرب مجبور به پرداخت خراج به ایران گردید.

بر تخت نشستن شاپور اول (۲۴۰ میلادی)

شاپور اول، که در منابع غربی با نام “ساپر اول” شناخته می‌شود، در سال ۲۴۰ میلادی پس از درگذشت پدرش به تخت پادشاهی رسید. طبق روایت مورخان ایرانی، مادر او دختر اردوان بود. گفته می‌شود که او پس از ازدواج با اردشیر، قصد داشت برای انتقام خون پدرش، شاه را مسموم کند، اما موفق نشد. در نتیجه، اردشیر دستور قتل او را صادر کرد.

بااین‌حال، ازآنجاکه او باردار بود، یکی از وزرای اردشیر جانش را نجات داد و پسرش را در مکانی مخفی پرورش داد. سال‌ها بعد، اردشیر که نگران نبودِ جانشین بود، از وجود این پسر باخبر شد و بسیار خوشحال شد. در ابتدای سلطنت شاپور، ارمنستان و حرّان شوریدند. شاپور به سرعت شورش ارمنستان را سرکوب کرد، اما تسخیر حرّان کار دشواری بود. طبق نوشته‌ها، پس از پیشنهاد یک دختر پادشاه حرّان برای ازدواج با شاپور، شهر تسلیم شد. پس از تسخیر حرّان، شاپور در دو جنگ مهم با روم روبرو شد.

اولین نبرد با روم (۲۴۱-۲۴۴ میلادی)

پس از تثبیت قدرت و استحکام مرزهای ایران، شاپور اول تصمیم گرفت از آشفتگی داخلی روم بهره ببرد. در آن زمان، امپراتور روم، سوروس اسکندر، که پیش‌تر با اردشیر اول درگیر شده بود، به‌صورت مخفیانه ترور شده و پس از او، ماکسیمینوس تراسیان، که به خشونت شهرت داشت، برای سه سال از اردوگاه خود حکومت کرد. اما اقدامات سرکوبگرانه او باعث نفرت عمومی شد و در نهایت، او نیز به قتل رسید. این سلسله اتفاقات، روم را درگیر آشفتگی و هرج‌ومرج کرده بود.

در این شرایط، شاپور با سپاهش به روم حمله کرد. در آن زمان، امپراتور روم جوانی به نام گوردیان سوم بود. نخستین هدف سپاه ایران، تصرف قلعه نصیبین بود که به آن دست یافت. طبق منابع ایرانی، دیوارهای این قلعه به‌یک‌باره فرو ریخت، مشابه سقوط دیوارهای اریحا که در کتاب یوشع ذکر شده است. برخی مورخان احتمال داده‌اند که این واقعه به دلیل وقوع زلزله رخ داده باشد.

پس از این پیروزی، شاپور به پیشروی خود ادامه داد و حتی تا دریای مدیترانه پیش رفت و شهر انطاکیه را نیز تصرف کرد. اما این فتح، مشابه فتوحات پایدار اشکانیان نبود و بیشتر به یک حمله غارتگرانه شباهت داشت.

پس از مدتی، ارتش روم به فرماندهی گوردیان سوم وارد نبرد شد و موفق شد سپاه ایران را شکست دهد و آن‌ها را به عقب‌نشینی وادار کند. سپاه روم پس از عبور از فرات، در نبردی دیگر در منطقه رساینه، شکست سختی به نیروهای شاپور وارد کرده و شهر نصیبین را پس گرفت. سپس از دجله عبور کرده و تا تیسفون پیشروی کرد.

اما مرگ ناگهانی گوردیان سوم، ورق را برگرداند. در پی این حادثه، سپاه روم دچار آشفتگی شد و فیلیپ عرب، که قدرت را در دست گرفته بود، برای جلوگیری از ادامه جنگ، به سرعت با شاپور وارد مذاکره شد. این مذاکرات در سال ۲۴۴ میلادی به یک توافق صلح انجامید و رومیان مجبور شدند نیروهای خود را از شرق عقب بکشند، شرایطی که به نفع امپراتوری ساسانی بود.

نگاره‌ای از سنگ‌نگاره پیروزی شاپور بر امپراتوران روم
نگاره‌ای از سنگ‌نگاره پیروزی شاپور بر امپراتوران روم

جنگ دوم با روم و اسارت والرین (۲۵۸-۲۶۰ میلادی)

جنگ دوم بین ایران و روم از سال ۲۵۸ تا ۲۶۰ میلادی ادامه یافت. این‌بار شاپور اول از رود فرات عبور کرد و به سوی انطاکیه حمله برد و این شهر را تصرف کرد. پس از این اتفاق، امپراتور روم، والِرین که فردی سالخورده بود، برای بازپس‌گیری انطاکیه به سمت این شهر حرکت کرد. او موفق شد انطاکیه را آزاد کند و سپس سپاهیان ایران را تا ادسا (Edessa) تعقیب کرد.

در اینجا شاپور با طراحی نقشه‌ای دقیق، سپاه روم را به محاصره درآورد. علی‌رغم تلاش‌های رومیان برای فرار، آن‌ها موفق نشدند و در نهایت امپراتور والِرین به اسارت درآمد. برخی مورخان رومی معتقدند که این شکست نتیجه خیانت “ماکریانوس” (Macrianus)، معاون فرمانده کل بود. گفته می‌شود که ماکریانوس برای رسیدن به تخت سلطنت روم، باعث شد والِرین تسلیم شود. البته صحت این روایت مشخص نیست.

این اتفاق تأثیر عمیقی بر جهان آن روز گذاشت و شکوه و عظمت خاندان ساسانی را در نظر مردم جهان دوچندان کرد. منابع تاریخی غربی نوشته‌اند که شاپور اول با امپراتور اسیر شده، رفتاری بسیار خشن و تحقیرآمیز داشت. گفته می‌شود که او والِرین را به بردگی گرفت، دستانش را در زنجیر بست و هنگام سوار شدن بر اسب، پا بر پشت او می‌گذاشت. در نهایت، والرین از شدت غصه و سختی جان باخت و گفته می‌شود که شاپور پوست او را کَند و به عنوان یادگاری نگاه داشت.

با این حال، برخی محققان جدید مانند “یوستی” معتقدند که این داستان‌ها اغراق شده و توسط نویسندگان مسیحی که با ایرانیان دشمنی داشتند، ساخته شده است. آنچه مسلم است، این است که شاپور از اسیران رومی برای ساختن پل شوشتر و سدی که به “شادروان” معروف است، استفاده کرد. این سد که از سنگ خارا ساخته شده، یکی از آثار تاریخی برجسته ایران به شمار می‌رود.

منابع

  • سایکس، تاریخ ایران، ج۱
  • پیرنیا، تاریخ ایران باستان ، ج۴

همچنین نگاهی بیندازید به:
«فهرست پادشاهان هخامنشی»

آخرین مطالب منتشر شده