اتحاد جماهیر شوروی: از انقلاب تا فروپاشی

اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی
فهرست مطالب

چکیده‌ی تاریخ زون

پس از سرنگونی سلطنت رومانوو که قرن‌ها حاکم بود، روسیه در سال 1921 پس از گذراندن یک جنگ داخلی به اتحاد جماهیر شوروی جدید تبدیل شد. این کشور که اولین دولت مارکسیستی-کمونیستی جهان بود، به یکی از بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای دنیا تبدیل شد و تقریبا یک ششم از سطح خشکی زمین را اشغال می‌کرد. سرانجام این اتحاد در سال 1991 سقوط کرده و به طور کامل منحل شد. اتحاد جماهیر شوروی یا U.S.S.R. از 15 جمهوری تشکیل شده بود که عبارتند از: ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، استونی، گرجستان، قزاقستان، قرقیزستان، لتونی، لیتوانی، مولداوی، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان، اوکراین و ازبکستان.

انقلاب روسیه و تولد اتحاد جماهیر شوروی

اتحاد جماهیر شوروی ریشه در انقلاب روسیه در سال 1917 داشت. انقلابیون چپ‌گرای رادیکال سلطنت تزار نیکولای دوم را سرنگون کردند و به سلطنت چند صد ساله رومانوو پایان دادند. بلشویک‌ها یک دولت سوسیالیستی را در سرزمین‌هایی که پیش‌تر بخشی از امپراتوری روسیه بودند، تأسیس کردند.

نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه
نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه

جنگ داخلی خونین

پس از آن، جنگ داخلی طولانی و خونینی آغاز شد. ارتش سرخ که از دولت بلشویک‌ها حمایت می‌کرد، ارتش سفید را شکست داد. ارتش سفید متشکل از نیروهای مختلفی بود که از جمله سلطنت‌طلبان، سرمایه‌داران و حامیان سایر اشکال سوسیالیسم را شامل می‌شد.

ترور سرخ

در دوره‌ای که به «ترور سرخ» معروف است، پلیس مخفی بلشویک‌ها که به نام چکا شناخته می‌شد، کمپینی از اعدام‌های جمعی را علیه حامیان رژیم تزار و طبقات بالای اجتماعی روسیه به راه انداخت.

تأسیس اتحاد جماهیر شوروی

در سال 1922، یک قرارداد بین روسیه، اوکراین، بلاروس و ترانس‌قفقاز (که شامل گرجستان، ارمنستان و آذربایجان امروزی می‌شود) به تشکیل اتحاد جمهوری‌های سوسیالیستی شوروی (USSR) انجامید. حزب کمونیست تازه تأسیس به رهبری ولادیمیر لنین، انقلابی مارکسیستی، کنترل دولت را در دست گرفت. در اوج قدرت خود، اتحاد جماهیر شوروی به 15 جمهوری سوسیالیستی شوروی تقسیم شد.

ولادیمیر لنین، نخستین رهبر اتحاد جماهیر شوروی
ولادیمیر لنین، نخستین رهبر اتحاد جماهیر شوروی

ژوزف استالین

ژوزف استالین، انقلابی اهل گرجستان، پس از مرگ لنین در سال 1924 به قدرت رسید. این دیکتاتور با یک سری سیاست‌های وحشیانه که میلیون‌ها نفر از شهروندان خود را به کشتن داد، حکومت کرد. در دوران حکومت او که تا مرگش در سال 1953 ادامه داشت، استالین اتحاد جماهیر شوروی را از یک جامعه کشاورزی به یک ابرقدرت صنعتی و نظامی تبدیل کرد.

استالین در کنفرانس تهران در سال ۱۹۴۳
استالین در کنفرانس تهران در سال ۱۹۴۳

برنامه‌های پنج‌ساله استالین

استالین یک سری برنامه‌های پنج‌ساله را برای تحریک رشد اقتصادی و تحول در اتحاد شوروی اجرا کرد. اولین برنامه پنج‌ساله بر روی جمع‌آوری کشاورزی و صنعتی‌سازی سریع تمرکز داشت. برنامه‌های پنج‌ساله بعدی بر تولید تسلیحات و ساخت ارتش تمرکز کردند.

اجبار به جمع‌آوری کشاورزی

بین سال‌های 1928 تا 1940، استالین جمع‌آوری کشاورزی را در بخش کشاورزی اجباری کرد. دهقانان روستایی مجبور شدند به مزارع جمعی بپیوندند. کسانی که زمین یا دام داشتند، از دارایی‌هایشان محروم شدند. صدها هزار کشاورز با درآمد بالا که به آنها کولاها می‌گفتند، دستگیر و اعدام شدند و اموالشان مصادره شد.

نتایج جمع‌آوری کشاورزی

کمونیست‌ها بر این باور بودند که با ادغام مزارع فردی به یک سری مزارع جمعی دولتی، بهره‌وری کشاورزی افزایش خواهد یافت. اما واقعیت خلاف این بود.

پاکسازی بزرگ

در میان سردرگمی و مقاومت در برابر جمع‌آوری کشاورزی در مناطق روستایی، بهره‌وری کشاورزی کاهش یافت که منجر به کمبودهای غذایی و بحران‌های فاجعه‌بار شد.

قحطی بزرگ

میلیون‌ها نفر در قحطی بزرگ سال‌های 1932-1933 جان خود را از دست دادند. اتحاد جماهیر شوروی برای سال‌ها وقوع این قحطی را انکار کرد و نتایج سرشماری 1937 را مخفی نگه داشت که میزان تلفات را نشان می‌داد.

قحطی اوکراین (هولودومور)

قحطی اوکراین، که به هولودومور (ترکیبی از کلمات اوکراینی به معنای “گرسنگی” و “اعمال مرگ”) معروف است، به گفته‌ای جان 3.9 میلیون نفر، حدود 13 درصد از جمعیت را گرفت.

ترور و سرکوب مخالفان

استالین با ترساندن مقامات حزب کمونیست و عموم مردم از طریق پلیس مخفی خود، تمامی مخالفان احتمالی رهبری‌اش را از بین برد.

پاکسازی بزرگ

در اوج کمپین ترور استالین که بین سال‌های 1936 و 1938 به “پاکسازی بزرگ” معروف است، حدود 600,000 نفر از شهروندان شوروی اعدام شدند. میلیون‌ها نفر دیگر تبعید شده یا در اردوگاه‌های کار اجباری به نام گولاگ‌ها زندانی شدند.

جنگ سرد

پس از تسلیم آلمان نازی در پایان جنگ جهانی دوم، اتحاد نگران‌کننده‌ای که در دوران جنگ بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده و بریتانیا وجود داشت، شروع به فروپاشی کرد.

همچنین نگاهی بیندازید به «خط زمانی کامل جنگ جهانی دوم : از آغاز تا پایان»

گسترش کمونیسم در اروپای شرقی

اتحاد جماهیر شوروی تا سال 1948 دولت‌های طرفدار کمونیسم را در کشورهای اروپای شرقی که شوروی‌ها در طول جنگ از کنترل نازی‌ها آزاد کرده بودند، مستقر کرد. آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها از گسترش کمونیسم به غرب اروپا و سراسر جهان هراس داشتند.

تشکیل ناتو

در سال 1949، ایالات متحده، کانادا و متحدان اروپایی آن‌ها سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را تشکیل دادند. این اتحاد میان کشورهای بلوک غرب یک نمایش سیاسی از قدرت علیه اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش بود.

پاسخ شوروی و پیمان ورشو

در واکنش به ناتو، اتحاد جماهیر شوروی در سال 1955 قدرت را در کشورهای بلوک شرقی تحت یک پیمان رقیب به نام پیمان ورشو متمرکز کرد و جنگ سرد آغاز شد.

رقابت قدرت‌ها در دوران جنگ سرد

رقابت قدرت در جنگ سرد—که در جبهه‌های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی میان بلوک‌های شرقی و غربی جریان داشت—در اشکال مختلف تا سقوط اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 ادامه یافت.

خروشچف و استالین زدایی

پس از مرگ استالین در سال 1953، نیکیتا خروشچف به قدرت رسید. او در سال 1953 به عنوان دبیر حزب کمونیست و در سال 1958 به عنوان نخست‌وزیر شوروی منصوب شد.

نیکیتا خروشچف
نیکیتا خروشچف

دوران بحرانی جنگ سرد

دوره حکومت خروشچف شامل بحرانی‌ترین سال‌های جنگ سرد بود. او در سال 1962 بحران موشکی کوبا را با استقرار سلاح‌های هسته‌ای تنها 90 مایل از سواحل فلوریدا در کوبا آغاز کرد.

اصلاحات سیاسی داخلی

در داخل کشور، خروشچف مجموعه‌ای از اصلاحات سیاسی را آغاز کرد که جامعه شوروی را از سرکوب کمتری برخوردار ساخت. در این دوره که بعدها به نام استالین زدایی شناخته شد، خروشچف استالین را به خاطر دستگیری و تبعید مخالفانش مورد انتقاد قرار داد، اقداماتی برای بهبود شرایط زندگی مردم انجام داد، بسیاری از زندانیان سیاسی را آزاد کرد، سانسور هنری را کاهش داد و اردوگاه‌های کار گولاگ را بست.

شکاف با چین و بحران‌های داخلی

روابط بدتر شده میان اتحاد شوروی و چین و کمبود مواد غذایی در سراسر شوروی باعث شد مشروعیت خروشچف در نظر رهبری حزب کمونیست تضعیف شود. در نهایت، اعضای خود حزب او در سال 1964 خروشچف را از مقام خود برکنار کردند.

اسپوتنیک و برنامه فضایی شوروی

اتحاد جماهیر شوروی برنامه‌های موشکی و فضایی را در دهه 1930 به عنوان بخشی از دستور کار استالین برای ساخت یک اقتصاد صنعتی پیشرفته آغاز کرد. بسیاری از پروژه‌های اولیه به ارتش شوروی مرتبط بودند و به صورت مخفیانه انجام می‌شدند، اما تا دهه 1950 فضا به عرصه‌ای جدید برای رقابت بین ابرقدرت‌های جهانی تبدیل شد.

راه‌اندازی اسپوتنیک 1

در 4 اکتبر 1957، اتحاد جماهیر شوروی اسپوتنیک 1 را، که اولین ماهواره فضایی تاریخ بود، به مدار زمین پرتاب کرد. موفقیت اسپوتنیک موجب شد که آمریکایی‌ها از این که ایالات متحده در زمینه فناوری از رقیب خود در جنگ سرد عقب مانده است، دچار نگرانی شوند.

رقابت فضایی و گام‌های شوروی

رقابت‌های موسوم به “رقابت فضایی” در سال 1961 شدت بیشتری یافت زمانی که یوری گاگارین، فضانورد شوروی، به اولین انسان در فضا تبدیل شد.

یوری گاگارین، فضانورد شوروی
یوری گاگارین، فضانورد شوروی

واکنش آمریکا و دستاوردهای ایالات متحده

رییس‌جمهور ایالات متحده جان اف کندی به این دستاورد گاگارین با ادعای جسورانه‌ای پاسخ داد که ایالات متحده تا پایان دهه، یک انسان را بر روی ماه خواهد فرستاد. ایالات متحده موفق شد و در 20 ژوئیه 1969، فضانورد نیل آرمسترانگ اولین شخصی بود که قدم بر روی ماه گذاشت.

میخائیل گورباچف

میخائیل گورباچف، سیاستمدار دیرینه حزب کمونیست، در سال 1985 به قدرت رسید. او اقتصادی را به ارث برده بود که در رکود به سر می‌برد و سیستمی سیاسی که در حال فروپاشی بود. گورباچف دو مجموعه از سیاست‌ها را معرفی کرد که امیدوار بود بتوانند سیستم سیاسی را اصلاح کرده و اتحاد شوروی را به کشوری پربارتر و مولدتر تبدیل کنند. این سیاست‌ها به نام‌های گلاسنوست (glasnost) و پراسترویکا (perestroika) شناخته می‌شوند.

میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی
میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی

گلاسنوست: سیاست شفافیت سیاسی

طرح گلاسنوست گورباچف برای باز بودن سیاست‌ها بود. این طرح به محدودیت‌های شخصی مردم شوروی پرداخته و باقی‌مانده‌های سرکوب استالینی را از بین برد. گلاسنوست مواردی همچون ممنوعیت کتاب‌ها (مانند “دکتر ژیواگو” اثر بوریس پاسترناک که برنده جایزه نوبل شد) و پلیس مخفی نفرت‌انگیز را از میان برد (اگرچه KGB تا فروپاشی شوروی در سال 1991 کاملاً منحل نشد). روزنامه‌ها می‌توانستند دولت را نقد کنند و احزاب غیر از حزب کمونیست نیز می‌توانستند در انتخابات شرکت کنند.

پراسترویکا: اصلاحات اقتصادی

پراسترویکا، برنامه اقتصادی گورباچف، برای بازسازی اقتصاد بود. تحت پراسترویکا، اتحاد شوروی شروع به حرکت به سمت یک سیستم ترکیبی کمونیستی-سرمایه‌داری، مشابه با چین امروزی، کرد. کمیته سیاست‌گذاری حزب کمونیست که به آن پولیتبورو گفته می‌شد، هنوز بر جهت‌گیری اقتصاد نظارت داشت. با این حال، دولت به نیروهای بازار اجازه می‌داد تا برخی تصمیمات تولید و توسعه را تعیین کنند.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

در دهه‌های 1960 و 1970، نخبگان حزب کمونیست به سرعت ثروت و قدرت به دست آوردند در حالی که میلیون‌ها نفر از شهروندان عادی شوروی با گرسنگی مواجه بودند. تلاش شوروی برای صنعتی‌سازی با هر قیمتی منجر به کمبودهای مکرر غذا و کالاهای مصرفی شد. صف‌های نان در دهه‌های 1970 و 1980 معمول بود و شهروندان شوروی اغلب به نیازهای اساسی مانند لباس یا کفش دسترسی نداشتند.

فاصله طبقاتی و نارضایتی جوانان

تقسیم ثروت افراطی پولیتبورو و فقر شهروندان شوروی باعث ایجاد واکنشی از سوی جوانان شد که دیگر حاضر نبودند ایدئولوژی حزب کمونیست را مانند والدین خود بپذیرند.

حملات خارجی به اقتصاد شوروی

اتحاد جماهیر شوروی همچنین با حملات خارجی به اقتصاد خود روبه‌رو بود. در دهه 1980، ایالات متحده تحت ریاست‌جمهوری رونالد ریگان اقتصاد شوروی را از باقی‌مانده جهان جدا کرد و به کاهش قیمت نفت در پایین‌ترین سطوح چند دهه اخیر کمک کرد. زمانی که درآمد نفت و گاز شوروی به شدت کاهش یافت، این کشور شروع به از دست دادن کنترل خود بر اروپا شرقی کرد.

اصلاحات گورباچف و تأثیرات آن

اصلاحات گورباچف به کندی اثر خود را نشان داد و بیشتر به تسریع فروپاشی اتحاد شوروی کمک کرد تا به نفع آن باشد. کاهش کنترل‌ها بر مردم شوروی، جنبش‌های استقلال‌طلبانه در کشورهای هم‌پیمان شوروی در اروپای شرقی را جسور کرد.

انقلاب‌های سیاسی در اروپای شرقی و سقوط دیوار برلین

انقلاب سیاسی در لهستان در سال 1989 انقلاب‌های مسالمت‌آمیز دیگری را در کشورهای اروپای شرقی به دنبال داشت و منجر به سقوط دیوار برلین شد. تا پایان سال 1989، اتحاد جماهیر شوروی به طور فزاینده‌ای از هم گسسته بود.

همچنین نگاهی بیندازید به «دیوار برلین: از ساخت تا تخریب»

کودتای نافرجام و استعفای گورباچف

کودتای نافرجام توسط سخت‌گیران حزب کمونیست در اوت 1991 سرنوشت اتحاد شوروی را با کاهش قدرت گورباچف رقم زد و نیروهای دموکراتیک، به رهبری بوریس یلتسین، به صف مقدم سیاست روسیه رسیدند.

پایان اتحاد شوروی

در 25 دسامبر، گورباچف از رهبری اتحاد شوروی استعفا داد و اتحاد جماهیر شوروی در تاریخ 31 دسامبر 1991 رسماً از بین رفت.

منابع

  • اسپوتنیک، 1957. دفتر مورخ وزارت امور خارجه ایالات متحده
  • مشکلات «Guns or butter» در دوران جنگ سرد، کتابخانه CIA
  • آشکارسازی‌ها از آرشیوهای روسیه. کتابخانه کنگره
آخرین مطالب منتشر شده