درگیری عربی-اسرائیلی: زمینهسازی برای جنگ شش روزه
جنگ شش روزه در پی چندین دهه تنشهای سیاسی و درگیریهای نظامی میان اسرائیل و کشورهای عربی روی داد.
در سال ۱۹۴۸، پس از اختلافات پیرامون تأسیس اسرائیل، ائتلافی از کشورهای عربی حملهای نافرجام به دولت یهودی نوپای اسرائیل در چارچوب جنگ اول عربی-اسرائیلی ترتیب دادند.
در سال ۱۹۵۶، بحران سوئز به وقوع پیوست، زمانی که اسرائیل، بریتانیا و فرانسه حملهای جنجالی به مصر ترتیب دادند. این حمله در واکنش به ملیسازی کانال سوئز توسط رئیسجمهور مصر، جمال عبدالناصر، صورت گرفت.
در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰، دورهای از آرامش نسبی در خاورمیانه برقرار شد، اما وضعیت سیاسی همچنان در وضعیت ناپایداری قرار داشت. رهبران عرب از شکستهای نظامی و صدها هزار پناهنده فلسطینی که پس از پیروزی اسرائیل در جنگ ۱۹۴۸ ایجاد شده بودند، ناراضی بودند.
در این میان، بسیاری از اسرائیلیها همچنان به این باور بودند که از سوی مصر و دیگر کشورهای عربی تهدیدی وجود دارد که موجودیت اسرائیل را به خطر میاندازد.
ریشههای جنگ شش روزه: تنشهای مرزی و درگیریهای نظامی
یکی از دلایل اصلی جنگ شش روزه، اختلافات مرزی بود که به تدریج شدت گرفت. تا اواسط دهه ۱۹۶۰، چریکهای فلسطینی تحت حمایت سوریه حملاتی را از مرز اسرائیل آغاز کردند که منجر به حملات تلافیجویانه از سوی نیروهای دفاعی اسرائیل شد.
در آوریل ۱۹۶۷، پس از درگیریهای مرزی، اسرائیل و سوریه وارد یک نبرد هوایی و توپخانهای شدید شدند که در آن شش جنگنده سوری نابود شدند.
پس از نبرد هوایی آوریل، اتحاد جماهیر شوروی به مصر اطلاعاتی داد مبنی بر اینکه اسرائیل در حال جابجایی نیروها به مرز شمالی خود با سوریه است تا حملهای تمامعیار انجام دهد. این اطلاعات نادرست بود، اما با این حال رئیسجمهور مصر، جمال عبدالناصر را به واکنش واداشت.
در حمایت از متحدان سوری خود، ناصر دستور داد که نیروهای مصری وارد صحرای سینا شوند و نیروی حافظ صلح سازمان ملل را که بیش از یک دهه در مرز اسرائیل مستقر بود، از آنجا اخراج کنند.
تشدید تنشها در خاورمیانه
در روزهای بعد، ناصر به تهدیدات خود ادامه داد: در تاریخ ۲۲ مه، او عبور کشتیهای اسرائیلی از تنگه تیران را ممنوع کرد، که راهآبی بین دریای سرخ و خلیج عقبه را متصل میکند. یک هفته بعد، ناصر پیمان دفاعی با پادشاه حسین اردن امضا کرد.
همچنین نگاهی بیندازید به «خط زمانی جنگ جهانی دوم»
با وخامت اوضاع در خاورمیانه، رئیسجمهور آمریکا، لیندون بی. جانسون از هر دو طرف خواست تا از شلیک نخستین گلوله خودداری کنند و تلاش کرد تا حمایت برای اجرای یک عملیات بینالمللی دریایی جهت بازگشایی تنگه تیران کسب کند.
با این حال، این طرح به مرحله اجرا نرسید و در اوایل ژوئن ۱۹۶۷، رهبران اسرائیل تصمیم به مقابله با انباشت نظامی عربها گرفتند و حمله پیشدستانه خود را آغاز کردند.
آغاز جنگ شش روزه: حمله پیشدستانه اسرائیل
در تاریخ ۵ ژوئن ۱۹۶۷، نیروهای دفاعی اسرائیل عملیات “تمرکز” را آغاز کردند، که یک حمله هوایی هماهنگ به مصر بود. در آن صبح، حدود ۲۰۰ هواپیما از اسرائیل برخاستند و ابتدا بر فراز دریای مدیترانه به سمت غرب پرواز کردند و سپس از شمال به مصر حمله کردند.
این حمله غافلگیرانه موجب شد تا اسرائیلیها ۱۸ پایگاه هوایی مختلف را هدف قرار دهند و حدود ۹۰ درصد از نیروی هوایی مصر را در حالی که بر زمین نشسته بودند، نابود کنند. سپس، اسرائیل دامنه حملات خود را گسترش داد و نیروی هوایی اردن، سوریه و عراق را نیز منهدم کرد.
تا پایان روز ۵ ژوئن، خلبانان اسرائیلی موفق شدند کنترل کامل آسمانهای خاورمیانه را به دست گیرند. این تسلط هوایی پیروزی اسرائیل را تقریباً تضمین کرد، اما جنگهای خشونتآمیز همچنان ادامه یافت.

جنگ زمینی در مصر از ۵ ژوئن آغاز شد. به همراه حملات هوایی، تانکها و پیادهنظام اسرائیل از مرز عبور کرده و به صحرای سینا و غزه حمله کردند. نیروهای مصری مقاومت سرسختانهای نشان دادند، اما پس از آن که فیلد مارشال عبدالحکیم عامر دستور عقبنشینی عمومی را صادر کرد، وضعیت به هم ریخت.
در همان روز، جبهه دومی در جنگ ششروزه باز شد. اردن در واکنش به گزارشهای نادرست از پیروزی مصر، شروع به گلولهباران مواضع اسرائیل در قدس کرد. اسرائیل به سرعت به این حملات پاسخ داد و حملات ویرانگری به قدس شرقی و کرانه باختری انجام داد.
در تاریخ ۷ ژوئن، نیروهای اسرائیلی موفق به تصرف شهر قدیمی قدس شدند و در دیوار ندبه به نماز و جشن پرداختند.
آخرین مرحله جنگ در مرز شمالی اسرائیل با سوریه صورت گرفت. در ۹ ژوئن، پس از یک بمباران هوایی شدید، تانکها و پیادهنظام اسرائیل به سمت بلندهای جولان پیشروی کردند و در روز بعد این منطقه را تصرف کردند.
پایان جنگ و آتشبس
در ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷، آتشبس تحت نظارت سازمان ملل به اجرا درآمد و جنگ شش روزه به پایان رسید. برآوردها حاکی از آن است که حدود ۲۰,۰۰۰ عرب و ۸۰۰ اسرائیلی در این ۱۳۲ ساعت درگیری کشته شدند.
رهبران کشورهای عربی از شدت شکست خود شوکه شدند. رئیسجمهور مصر، جمال عبدالناصر حتی استعفا کرد، اما پس از آن که مردم مصر از او حمایت کردند و اعتراضات خیابانی به پا کردند، دوباره به مقام خود بازگشت.
در اسرائیل، جو کشور شادمان بود. در کمتر از یک هفته، این کشور جوان موفق شد صحرای سینا و غزه را از مصر، کرانه باختری و قدس شرقی را از اردن و بلندهای جولان را از سوریه تصرف کند.
میراث جنگ شش روزه
جنگ ششروزه تأثیرات ژئوپولتیکی عظیمی در خاورمیانه داشت. پیروزی اسرائیل در این جنگ باعث افزایش غرور ملی شد، اما در عین حال شعلههای درگیری عربی-اسرائیلی را شدت بخشید.

در حالی که کشورهای عربی هنوز از شکست در جنگ شش روزه زخمی بودند، در آگوست ۱۹۶۷، در خارطوم سودان گرد هم آمدند و قطعنامهای تصویب کردند که شامل “هیچ صلح، هیچ شناسایی و هیچ مذاکرهای” با اسرائیل بود.
در پی این شکست، کشورهای عربی به رهبری مصر و سوریه، در سال ۱۹۷۳ جنگ چهارم با اسرائیل تحت عنوان جنگ یوم کیپور را آغاز کردند.
تاثیرات طولانیمدت جنگ شش روزه
با تصرف کرانه باختری و غزه، اسرائیل بیش از یک میلیون فلسطینی عرب را به قلمرو خود آورد. چند صد هزار فلسطینی نیز از حاکمیت اسرائیل فرار کردند که بحران پناهندگان را تشدید کرد و زمینهساز بیثباتی سیاسی و خشونت در منطقه شد.
پس از ۱۹۶۷، اراضی تصرفشده توسط اسرائیل در جنگ ششروزه همچنان محور تلاشها برای پایان دادن به درگیری عربی-اسرائیلی باقی ماند. اسرائیل صحرای سینا را در ۱۹۸۲ به مصر بازگرداند و در ۲۰۰۵ از غزه خارج شد، اما همچنان بر دیگر سرزمینهای تصرفشده مانند بلندهای جولان و کرانه باختری تسلط دارد که وضعیت آنها همچنان مانع اصلی در مذاکرات صلح است.
منابع
- وبسایت History.com















