تاکتیک یا سیاست زمین سوخته چیست؟
سیاست زمین سوخته (Scorched-earth policy) به عنوان یک راهبرد نظامی شناخته میشود که در آن هر آنچه میتواند به دشمن در ادامه جنگ کمک کند نابود میشود؛ از جمله مزارع، دامها، ساختمانها، زیرساختها و منابع غذایی. این سیاست ممکن است توسط ارتشی که در حال پیشروی در قلمرو دشمن است برای کاهش توان مقاومت یا توسط ارتش در حال عقبنشینی برای جلوگیری از بهرهبرداری دشمن از منابع اجرا شود.
ریشههای تاریخی سیاست زمین سوخته
نخستین استفاده از واژه «سیاست زمین سوخته» در زبان انگلیسی، به سال ۱۹۳۷ و گزارشهایی درباره جنگ دوم چین و ژاپن بازمیگردد. این عبارت ترجمهای از اصطلاح چینی «jiāotŭ zhèngcè» به معنی «زمین سوخته» است. در جریان حمله ژاپن به چین، نیروهای چینی عقبنشینکننده شهرها را ویران کرده و مزارع را آتش زدند تا منابع حیاتی از دسترس نیروهای متجاوز خارج شود.
اما این راهبرد ریشهای بسیار کهنتر دارد. در دوران باستان، فرمانروایان مصر و بینالنهرین زمینها و باغهای دشمن را نابود میکردند تا محاصرهشدگان را بین تسلیم یا گرسنگی قرار دهند. در جنگ پلوپونزی (۴۳۱ تا ۴۰۴ پیش از میلاد)، اسپارتیها مزارع آتن را به آتش کشیدند تا مردم را وادار به تسلیم کنند.
استفاده رومیها از تاکتیک زمین سوخته
در جنگهای گالی، ژولیوس سزار آب آشامیدنی دشمن را قطع کرد تا آنها را وادار به تسلیم کند. اما در مقابل، سردار گالیایی ورسینژتریکس در سال ۵۲ پیش از میلاد دستور داد تا تمام روستاها و مزارع اطراف نابود شوند تا منابع به دست رومیها نیفتد. با این حال، این اقدام تنها پیشروی رومیها را کند کرد و در نهایت ورسینژتریکس مجبور به عقبنشینی به دژ آلسیا شد که آن نیز پس از محاصرهای طولانی سقوط کرد.
جنگ داخلی آمریکا و گسترش زمین سوخته به زیرساختها
در جنگ داخلی آمریکا (۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵)، ژنرال ویلیام شرمن با راهاندازی «مارش به سوی دریا»، یکی از معروفترین نمونههای سیاست زمین سوخته مدرن را به نمایش گذاشت. او زیرساختهای نظامی شهر آتلانتا را نابود کرد، سپس در مسیر حرکت به کارولیناها، هر منبعی که میتوانست به نیروهای کنفدراسیون کمک کند از جمله راهآهن، پلها، خطوط ارتباطی، مزارع و دامها را هدف قرار داد.

جنگ جهانی دوم و تخریب گسترده
در عملیات بارباروسا، ارتش شوروی هنگام عقبنشینی، پلها، مزارع و حتی کارخانههای تسلیحاتی را نابود کرد یا به مناطق امن انتقال داد. در اواخر جنگ، آلمان نیز هنگام عقبنشینی در منطقه بالکان و یونان دست به تخریب گسترده زد.
در مارس ۱۹۴۵، آدولف هیتلر فرمانی صادر کرد تا تمام زیرساختهای صنعتی و شهری آلمان نابود شود. اما بسیاری از مقامات نظامی و اداری نازی از اجرای این دستور خودداری کردند.

بمبارانهای گسترده؛ نسخه هوایی سیاست زمین سوخته
بمباران اشباع یا فرش بمباران نیز نوعی از این سیاست است که طی آن شهرها به منظور نابودی مراکز نظامی و صنعتی بمباران میشوند. در جنگ جهانی دوم، شهرهایی مانند درسدن، لندن (در جریان «بلیتز») و گرنیکا در اسپانیا قربانی این تاکتیک شدند. هدف این حملات گاه صرفاً ایجاد رعب در میان غیرنظامیان بود.
از جنگ کره تا جنگ ویتنام و عراق
در جنگ کره (۱۹۵۰–۱۹۵۳) و جنگ ویتنام (۱۹۵۴–۱۹۷۵)، آمریکا از بمبارانهای گسترده برای فشار بر دشمن استفاده کرد. عملیات «لاینبکر ۲» در دسامبر ۱۹۷۲ آخرین بمباران استراتژیک گسترده آمریکا پیش از دوران بمبهای هدایتشونده بود. از جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰–۱۹۹۱) به بعد، استفاده از سلاحهای دقیق جایگزین بمباران کور شد.
زمین سوخته در جنگ اوکراین
در جنگ اوکراین (۲۰۲۲ تا کنون)، روسیه نیز سیاست زمین سوخته را در پیش گرفت. با پایان ذخایر موشکهای هدایتشونده، ارتش روسیه با استفاده از توپخانه، شهرهای اوکراین را به شدت ویران کرد. این حملات به زیرساختهای شهری از جمله شبکه برق، باعث قطع برق در بخشهایی از کشور شد. کارشناسان حقوق بینالملل اگرچه برخی از این حملات را از نظر نظامی توجیهپذیر دانستند، اما گستردگی آنها ممکن است مصداق جنایت جنگی تلقی شود.
سیاست زمین سوخته در تجارت
امروزه اصطلاح سیاست زمین سوخته تنها محدود به میدان نبرد نیست. در دنیای تجارت، شرکتها برای جلوگیری از تصاحب خصمانه، ممکن است داراییهای ارزشمند خود را بفروشند یا بدهیهایی را فعال کنند که خریدار را دچار ضرر کند. استفاده از قرص سمی (Poison Pill) نیز یکی از تاکتیکهای مرسوم در این نوع دفاع شرکتی است.
منابع
- دانشنامه بریتانیکا، سیاست زمین سوخته 🔗










🔥🔥